Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘جالب’ Category


این پست فقط یک شوخی است! جدی نگیرید! روی سخن با هر دو طیف بازدیدکنندگان محترم است چه مخالف و چه موافق!

به منظور تسهیل در نظردهی برادران ارزشی ( مخالفان حقیر! ) و جلوگیری از انرژی سوزی دوستان که زمان شان صرف کپی پیست های متوالی نگردد و همچنین که به واقع شاءن دستان این بزرگواران چیزی جز باتوم نیست و قلم و ماوس افت کلاس است (!)، بر آن شدیم که یک شعر در مدح رئیس جمهور محمودشون {کپی رایت: این لفظ متعلق به جواد، نویسنده وبلاگ گیلاس است} ( برادران ارزشی بخوانند رئیس جمهور محبوب مان! )، از یکی دیگر از برادران ارزشی را در این پست درج کنیم.

برای اینکه بهتر به الفاظ و معانی این شعر سراسر پر معنا، پی ببرید لازم می دانم که گوشزد کنم که خیل عظیمی از برادران ارزشی، آ سید محمود احمدی نژاد را، شعیب بن صالح ( همان سردار امام زمان در عصر ظهور ) می دانند و به همین خاطر است که در این شعر وزین از لفظ شعیب برای آ سید محمود-دامت برکاته-  استفاده گردیده است. در صورت قبول نداشتن این ادعا باید بگویم آب را بریزید همان جایی که جناب رئیس جمهور منظورشان بوده است!

باز این شعیب قهرمان در کشور لبنان ببین
با افتخار این شیر مرد از خطّه ایران ببین
فرزند میهن را ببین پروای دشمن را ببین
چون کوه و آهن را ببین این یار مظلومان ببین
این دشمن مستکبران این یاور مستضعفان
این عاشق صاحب زمان اقبال محرومان ببین
بین دکتر از ایران زمین این مردمی این نازنین
در پیش پایش اینچنین شوق مسلمانان ببین
سردار سید را ببین مرد مجاهد را ببین
این مرد زاهد را ببین این اسوه ایمان ببین
بین لطف حق همراه او دوران شده دلخواه او
این مردمان در راه او در حال گلباران ببین
هوش و ذکاوت را ببین روح و طراوت را ببین
شور و حلاوت را ببین شادی هر انسان ببین
یار ولایت را ببین بر او عنایت را ببین
از او حمایت را ببین این نعره شیطان ببین
این شور و شوق و هلهله در پیش پایش غلغله
در سوی باطل ولوله دجاله را نالان ببین
او افتخار ملت است دنبال کار و خدمت است
عشقش فقط در وحدت است این شوکت خوبان ببین

سوء تفاهم: بنده شاعر این شعر نیستم. بنده غلط بکنم در مدح شعیب شعر بسرایم. نمی دانم چه شده که چنین فکری کردید! احتمالا ادبیات درستی در پست به کار نبرده ام. پوزش از تمامی همگنانم!

Read Full Post »


همان طور که خود در جریان هستید، در ابتدای شهریور ماه، فهرست 170 کالای وارداتی بی کیفیت اعلام شد (+). در آن لیست در ردیف  162 این فهرست، برنج محسن خودنمایی می کرد و دقیقا این عبارت برای آن به کار برده شده بود: » برنج با نام تجاری محسن از مبدا تولید پاکستان «. این در حالیست که از روزهای پایانی شهریور ماه دور جدیدی از تبلیغات برنج محسن آغازیدن گرفته است. البته این بار در تبلیغات خود  از این عنوان استفاده کرده است: » برنج محسن، برنج ایرانی است. » البته سید علی اکبر طاهایی استاندار مازندران با اشاره به تصویب ممنوعیت تبلیغ برنج خارجی در ایام خرید برنج از کشاورزان، خواستار بررسی علت بلیغ برنج محسن از رسانه ملی شد.  ( منبع خبر: مجله نسیم بیداری ).

عموما بازار خرید برنج در ابتدای پاییز و یا قبل از ماه مبارک رمضان بسیار داغ است و اگر در این مواقع هم قرار باشد که تبلیغات برنج خارجی صورت بگیرد یعنی به معنای واقعی سیمای محترم جمهوری اسلامی نه تنها از کشاورزان و تولید کنندگان داخلی حمایت نکرده، بلکه پوست شان را نیز کنده است.

شاید گفته شود که برنج محسن برنجی ایرانی است. اینجا این سوال مطرح می شود که اگر ایرانی است پس چرا وزارت بازرگانی محترم جمهوری اسلامی، در لیست مذکور ایشان را در لیست کالاهای وارداتی قرار داده است. شاید گفته شود شاید آقا محسن بعد از آنکه فهمیده است که برنج وارداتی اش بی کیفیت است، متحول شده و به یکباره تمامی برنج های باسماتی خریداری شده اش را به دریا ریخته و یا پس داده و در مقابل از کشاورزان زحمتکش ایرانی، برنج خریداری کرده است. بنظر شما تمامی این تحولات در عرض یک ماه ( از زمان صدور خبر فهرست تا زمان از سرگیری دور جدید تبلیغات ) مقدور است؟ شاید بگویند که برنج محسن به دو نوع ایرانی و باسماتی عرضه می شود. در واقع آقا محسن اخیرا تبلیغ شده، ایرانی است و نه باسماتی. در این صورت ممکن است که استاندار محترم مازندران در جریان قرار نداشته باشد و یا این عقلانی است که از تبلیغ برنج ایرانی انتقاد کرده باشد؟ همین طور اگر به صورت گسترده از زارعین برنج خریداری می شد باز هم امکان داشت که استاندار بی خبر باشد و اعتراض کند؟

همچنین شاید بگویند که این واردات در جهت جبران کاستی های تولیدات برنج از داخل است که در این صورت کشاورزان چرا از روی دست ماندن برنجشان شاکی هستند؟ یا شاید بگویند که زارعین گران فروش هستند پس در این صورت باید درب محترم کشاورزی را تخته کنیم که اگر چنین نیز کردیم باید برای آن کشاورزان بیکار شده، شغلی در نظر گرفته شود.

نکته آخر اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند با بررسی این موضوع، از ادامه تبلیغ جلوگیری کند. هر چند نباید فراموش کرد که رسانه محترم ملی زیر نظر رهبر معظم انقلاب دامت برکاته می باشد و وزارت فرهنگ تحت نظر رئیس جمهور محترم. با این حساب شرط ولایتمداری این نیست که زیر دستی چون رئیس جمهور به زیر مجموعه معظم له اعمال قانون کند، حتی اگر رابطه از نوع پسر پدری باشد.

نتیجه اینکه یا وزارت فرهنگ و بازرگانی و کشور ( استاندار مازندران زیر مجموعه آن است ) و رسانه ملی با هم هماهنگ نیستند و در نهایت مردم با خوردن برنج آشغالو آلوده، طعم خدمتگزاری دولت و نظام را تجربه می کنند یا قدرتی فراساختاری این وارادات را کنترل می کند که در این صورت نیز نوک پیکان انتقاد باز هم به سوی مسئولین است. زیرا همه می دانند که تعرفه واردات را CIA، موساد و جرج سوروس یا سران فتنه تعیین نمی کنند.

Read Full Post »


خیلی جالبه به خدا! خودشون طرفو مرجع تقلید میکنن و میگن باید الّا و بلّا ازش تقلید کنی وگرنه روز قیامت دهنت صافه! اون وقت خودشون همون مرجع تقلیدو اگه یک کم پاشو کج بذاره میخوان تیکه تیکه کنن! ما نفهمیدیم اگه قراره تقلید کنیم پس چطور ما بکنیم اونا نکنن!؟ اگر قراره نکنیم پس چرا میگن بکنیم؟ این آقا که دیروز میگفت مملکت گلستونه و همه چی ردیفه، بهش می گفتید معظم له اما امروز چون کمتر به به و چه چه میکنه که اگه بکنه باید به عقلش شک کنیم ( و نه عدلش!)، میشه عامل غرب و انگلیس و آمریکا!

شما بگید این مرجع تقلید از کی با آمریکا بسته؟؟ قبل از مرجع شدن یا بعدش؟ اگه قبلش باشه که خود اونایی که مرجعش کردن هم حتما عامل انگیلیسن اما اگه بعدش باشه پس شما چطور یه دفعه ای تو این یه سال پی به این قضیه بردین؟؟ یعنی تو این یکسال یه دفعه کلی عامل انگلیس قلمبه زد بیرون؟؟ اگر قبل از یه سال سابقه جاسوسیش باشه بگید چرا تا یکسال پیش سکوت کردید؟

امروز رفتم سایت حاج سیدعلی محمد دستغیب! مرجع تقلید! اگه برید تو سایت متوجه میشید که توی همون صفحه اول که خوش آمد گویی هست، به زبان عربی نوشته «المرجع»! قبلاها که قسمت زندگی نامه اش رفته بودم، خونده بودم از حدود سال 86 رساله توضیح المسائلشون چاپ شده و رسما مرجع محسوب میشن! امروز که رفته بودم سری بزنم متوجه شدم که خود سایت فیلتر نیست اما تمامی پیوندها فیلتره!! حتی قسمت استفتائات و یا بدتر از اون پیوندی که در اون غزلی از حضرت آیت الله انصاری همدانی بوده! یعنی حساب کن چند وقت دیگه باید مرجع تقلیدها و عرفا و علامه های قم هم باید دنبال فیلترشکن و فری گیت بگردن!

خیلی جالبه به خدا! وقتی مرجع تقلیدشو فیلتر میکنن ما دیگه باید بندری بزنیم که فقط به فیلترینگ مون اکتفا میکنن!!! تقبل الله برادر فیلترچی! وقتی جایگاه یک شخصیت مذهبی که خودشون مقامش کلی بالا بردن و توی مجلس خبرگان رهبری راهش دادند اینقدر متزلل باشه و اینچنین حرفهاش فیلتر میشه، اون وقت دیگه دانشجو بیچاره رو اگه فقط چند طبقه ببرن زیر ِ زمین برای آب بازی و  سونا جکوزی(!)، دست مریضاد داره!

در اخبار خوندم عده ای از مردم ِ (! این هم جزء واژه های جالبیه که من در معنا کردنش احساس ناتوانی میکنم) همیشه در صحنه جلوی مسجد قبای شیراز برای تو دهنی زدن به مرجع عالیقدر(!) تجمع کرده بودن، که در نهایت به زد و خورد بین شاگردان آیت الله دستغیب و مردم (!) ختم شد؛ طرفین هم هرکدام از مجروحینــشــون عکسای خونین آن چنانی منتشر کردن و از ظلم دیگری شکوه ها کردن!

خیلی جالب بود! تا پیش از این دانشجو ستاره دار و ساختار شکن رو سلاخی میکردند حالا نوبت طلبه های بی بصیرته! مرجع انگلیسیه! آخوند آمریکاییه!! بصیرت سیخی چند؟! هرکسی یک کوچولو فکر کنه لامپ بصیرتش خاموش میشه! خدایا یا اتصالی ها را خودت درست کن یا کلا ما رو از برق شهر خارج کن! یا نیروگاه برق رو از بیخ و بن …. لا اله الّا الله!! میبینی تو رو خدا؟! فقط چند تا رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس و نماینده خبرگان و مجلس شورای اسلامی و مرجع تقلید و وزیر مغضوب شدن! اون وقت ما برای هیچ و پوچ چقدر شلوغش کردیم؟!! تاثیر فارسی وان باید باشه فکر کنم!!! از بس مردم بی بند و باری دیدن فراموش کردن که باید دهنشونو ببندن و بذارن براشون فکر کنن!!

دعای آخر هم بخونیم و بریم!

خدایا! پروردگارا! انواع فیلترشکن پر سرعت و از نوع آخرین ورژن ها را در میان امت اسلامی و بالاخص مرجع منظور فراوان بگردان!

آمین یا رب العالمین!

تکبیر….

مرگ بر…

Read Full Post »


(بیشتر…)

Read Full Post »


در این چند وقت متوجه شدم که غالب بازدیدکنندگان این وب بیشتر علاقه به خواندن دست نوشته هایی دارند که در پوشش داستان و یا صنایع ادبی باشد تا متون مستقیم، بی پرده و صریح. بنابراین برای اینکه هم نظر بازدید کنندگان تامین شود و هم به موضوعات مورد علاقه ام بپردازم، تصمیم گرفتم داستانی ( که شاید رمان شود، خودم هم نمی دانم ) را شروع به نوشتن کنم که علاوه بر اینکه داستان است و می تواند سرگرم کننده باشد و نوشته اش روان و ساده باشد و سعی میکنم متنی داشته باشد که به دور از کلمات سنگین و یا جملات تامل برانگیز آن چنانی باشد.  و همین طور با داشتن تمامی صفات مذکور، این داستان حاوی افکار و دغدغه های امروزی ما خواهد بود بالاخص نسل جوان. و بیشتر به دغدغه های اعتقادی- اندیشایی خواهم پرداخت.

از همین حالا مطمئن هستم که از 90 درصد سریال های صدا سیما و فارسی وان دارای داستان پر کشش تر و پر مغز تری خواهد بود. این کار بسیار برای من وقت گیر و حتی شاید محنت انگیز باشد پس به این شرط خواهم نوشت که با دقت بخوانید و نظرات تان را حتما منعکس کنید. اگر روزی ببینم که انعکاس خوبی نداشته و به آنها دقت لازم نمی شود، نخواهم نوشت.

سعی می کنم یک روز در میان و یا اگر وقت کردم هر روز به صورت قسمت قسمت و کم کم داستان را بروی وب قرار دهم. حال اگر با این کار موافقید در قسمت نظرات موافقت خود را اعلام کنید و همان جا قول دهید که حتما این داستان یا رمان را می خوانید و در موردش نظر می دهید و یا نقدش می کنید. اگر در مورد این طرح در این پست نظر ندهید یعنی مورد اقبال واقع نشده و بنده این کار را نخواهم کرد.

در ضمن اگر پیشنهاد تکمیلی دارید حتما از حقیر دریغ نکنید!

Read Full Post »


پیش از تحریر: این نامه برای ده روز پیش است اما از آنجا که خیلی رسانه ای نشده است، تصمیم گرفتم تا این جوابیه را در این وب حقیر منتشر کنم. سید علی محمد دستغیب از مراجع تقلید و از سال 1360 یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری هستند. مادر وی خواهر شهید دستغیب می باشند.

سید علی‌ محمد دستغیب بعد از انتخابات بحث‌برانگیز ریاست جمهوری دهم در خرداد ۱۳۸۸ و سرکوب مردم معترض به نتایج انتخابات، در بیانیه‌های خود از الزام برای رسیدگی حقوق تضییع شده مردم سخن گفت. او در یک نامه سرگشاده به مجلس خبرگان رهبری که خود نیز یکی از اعضای آن است، از اعضای مجلس خبرگان خواست که «تا دیر نشده خبرگان برای اعادهٔ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه علنی دهد» و به شکایات مردم معترض «از طریق نمایندگان آن‌ها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود».

دستغیب پس از خطبه‌های نماز جمعهٔ ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران، در یک بیانیه از هاشمی رفسنجانی حمایت کامل کرد و تاکید کرد: «نصایح خیر خواهانه جنابعالی در نماز جمعه تهران در روز بیست و ششم تیر ماه را همه شنیدند و آنچه پیش آمده از نگرانی بسیاری از مردم این سرزمین که همه مسلمان و دوستداران اهل بیت پیغمبر اسلام هستند بازگو کردید. و رنجش خاطر آن عده کثیر از مردم را تذکر دادید. ما شاهد ضرب و شتم مردم بی دفاع بخصوص دانشگاهیان بودیم. پر کردن زندان‌ها و باز جوئی‌های آنچنانی که بر کسی پوشیده نیست. شما پیشنهادهای خوبی برای التیام نسبی دادید، آزادی همهٔ زندانیان، دلجوئی از آنها و خانواده آنها و اینکه بتوانند آزادانه حرف منطقی خود را بزنند و همچنین رسانه‌های جمعی قضاوت یکطرفه نداشته باشند».

بنده به شهید دستغیب ارادت ویژه ای دارم و سخنرانی های ایشان بسیار بر من تاثیر گذار است. در ادامه مطلب به جوابیه ایشان به نامه خانواده های زندانیان سیاسی توجه بفرمایید:

(بیشتر…)

Read Full Post »


در ادامه مطلب گفته ام که عکس چه چیزی بوده است!؟

(بیشتر…)

Read Full Post »

Older Posts »