Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘بهشت’



Another Day in Paradise (Phil Collins Cover

واقعا آهنگ زیبایی است، به شعرش دقت کنید!

Download Link – Just another day in paradise – Singer:  Phil Collins

Download Link – Just another day in paradise – Singer: Brandy

She calls out to the man on the street
“Sir, can you help me?
It’s cold and I’ve nowhere to sleep,
Is there somewhere you can tell me?”

He walks on, doesn’t look back
He pretends he can’t hear her
Starts to whistle as he crosses the street
Seems embarrassed to be there

Oh think twice, it’s another day for
You and me in paradise
Oh think twice, it’s just another day for you,
You and me in paradise

She calls out to the man on the street
He can see she’s been crying
She’s got blisters on the soles of her feet
Can’t walk but she’s trying

Oh think twice…

Oh lord, is there nothing more anybody can do
Oh lord, there must be something you can say

You can tell from the lines on her face
You can see that she’s been there
Probably been moved on from every place
‘Cos  [Because] she didn’t fit in there

Oh think twice…

پی نوشت: این مطلب ربطی به شعر بالا ندارد اما دوست داشتم بنویسمش!

به ما یاد داده اند زنده باشیم اما یاد نداده اند زندگی کنیم

به ما یاد داده اند دوست داشتنی باشیم اما یاد نداده اند دوست بداریم!

به ما یاد داده اند راه برویم اما  یاد نداده اند اندکی بنشینیم و راه رفتن دیگران را نگاه کنیم…

جمله بعدی را شما بنویسید!

به ما یاد داده اند…

Advertisements

Read Full Post »


ابتدا تاکید میکنم که حتما پست قبلی را بخوانید که حاوی نکات تاریخی و جالبی است که می تواند برخی حقایق را بازگو کند.

این پست همه اش شادی و در مورد تولد است. ولادت امام هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، را به شما، همگنان نیک، شادباش می گویم. به همین خاطر شعری که البته غمگین است و همنشین روزهای غم بنده است و در مدح این حضرت است را پیشکش شما بزرگواران می کنم. لازم بذکر است این شعر را آهنگساز خوش ذوق ایرانی، آریا عظیمی نژاد، به شکل تصنیفی در آورده که مداح خوش صدا، کریم خانی ( جزء معدود مداح هایی که دوستش دارم )، آن را اجرا کرده است. نام این تصنیف » قطعه ای از بهشت » می باشد:

لینک دانلود فایل صوتی

منبع اصلی فایل صوتی: http://noonva.ir

آمدم ای شاه ، پناهم  بده             خط امانی ز گناهم بده
ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان             دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق          قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو  که  من  نیستم            اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست      شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع          گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است        بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من          با  نظری ، یار و سپاهم  بده
در  شب  اول که  به  قبرم  نهند       نور  بدان شام  سیاهم  بده
ای که عطا بخش همه عالمی           جمله ی حاجات مرا هم بده

اما تولد دوم؛

بیست و یکم مهر تولد سید محمد خاتمی بود. جشن تولد 67 سالگی وی از سوی سایت پارلمان نیوز انعکاس یافته بود و ما نیز برای خالی نبودن عریضه چند عکس از این مراسم را اینجا درج می کنیم. همچنین اندکی با خاتمی، احمدی نژاد و دیگر اشخاص شوخی می کنیم. باشد که دل برادران ارزشی (!) را شاد کنیم. زیرا که ایشان از فرط ولایتمداری و زحمات این راه پر مشقت، پوست و استخوان شده اند.

مراسم جشن تولد خاتمی با حضور تمامی براندازان تشکیل شد. در پی این مراسم، آیت الله جنتی در خطبه های اخیر خود فرمودند:» من اخبار موثقی دارم که اثبات می کند این کیک در آشپزخانه ی کاخ سفید طبخ شده است و آمریکایی ها از طریق پادشاه عربستان سعودی به اصلاح طلبان پیشنهاد داده اند که اگر مردم ایران را مجاب به خوردن این کیک کنند، برایشان سال بعد کیک دو طبقه خریداری کنند.»

گفته می شود محمود احمدی نژاد در راستای استکبار ستیزی انگشت خود را تا آرنج در کیک فرو کرد. البته احمدی نژاد به این مقدار اکتفا نکرد و با گفتن لطیفه های آن چنانی ( مشابه آنچه که در هیئت دولت پیش از حضور خانم دستجردی، وزیر بهداشت، می گفته است ) و بیان برخی حقایق در مورد ممه و لولو، مراسم تولد خاتمی را خراب کرده است. همچنین عده ای نیروهای خودسر، بادکنک های تولد را با سوزن های خود ترکاندند. یکی از اندیشمندان بر این باور است که در شمع های تولد خاتمی، برخی دستورالعمل های جدید جرج سوروس قرار دارد تا کمی جنگ نرم را سفت کند.  البته مشایی نیز با انداختن هاله نور بر چشم مهمانان تولد اجازه نداد تا کسی این کیک آمریکایی را بخورد و این چنین فتنه را مهار کرده است. گفته می شود که احمدی نژاد تمامی کیک تولد را مصادره کرده است و قرار شده مردم همیشه در صحنه با حضور در میدان آزادی، ضمن اعلام بیزاری از آمریکای جنایتکار، با ارائه ریز دارایی ها و درآمدهای خود، از طرح هدفمند کردن کیک ها استفاده کرده و اندکی از این کیک میل بفرمایند. البته به دلیل سمی بودن کیک مذکور به خاطر تولید شدن در خاک آمریکا، مقرر گردیده است به ازای هر یک قاشق کیک تولد خاتمی، دو قاشق کیک زرد که از دستاوردهای دولت احمدی نژاداست تناول شود.

دیروز دادگاه آشپزهای این کیک برگزار شد و همگی آنها ضمن بر » پیف و اخ » بودن این کیک، تاکید داشتند از وقتی که این کیک را خورده اند، دچار سوء هاضمه شده اند. یکی از این آشپزان که حدود 90 کیلو وزنش کم شده بود، اذعان داشت: » من وقتی سه چهار روز به آشپزخانه ی سنتی قدیم مملکت خودمون، همون آشپزخانه هایی که چندین متر زیرزمین قرار داره و حسابی آدم از تاریکی و نمورش کلافه میشه، قرار گرفتم، متوجه شدم که من فریفته ی اون آشپزخونه های کثیف آمریکا شده بودم. در واقع من دستورالعمل کیک ایرانی که مورد تایید همه بزرگان هست و همین طور از اضافه وزن جلوگیری میکنه رو فراموش کرده بودم و اون آشپرخونه های زیرزمینی خودمون باعث شد تمامی دستور العمل ها رو بخاطر بیارم. همین طور برای جبران تصمیم گرفتم که دیگه هیچی غذاهای پر چرب نخورم و دلیل لاغری ام هم همینه! «

طی آخرین اخبار، شریعتمداری، سردبیر کیهان، از حقیقتی بزرگ پرده برداشته است. او در همین ارتباط گفت: » اولا باید بگم که من احمدی نژاد رو آدم با چیزی می دونم! ثانیا ما در دفتر روزنامه نشسته بودیم که برای بچه های تحریریه مقداری از اون کیک های آمریکایی رو اوردن! از اونجایی که من بوی دشمنای انقلاب رو از صد فرسخی حس می کنم، فهمیدم که باید دست اسرائیل تو کیک باشه! اتفاقا درست هم از آب در اومد! ما مقادیری از پوست آرنج ناتانیاهو نخست وزیر رژیم اشغالگر اسرئیلو از توی کیک پیدا کردیم! «

در ادامه همین اخبار، باراک اوباما گفته بود: «به نظر می رسد که این کیک می بایست بسیار خوش مزه باشد.» دیشب در برنامه داف ( دیروز، امروز، فردا ) که از شبکه سه سیما پخش می گردد، حجت الاسلام پناهیان در مورد اظهار نظر اخیر اوباما چنین گفت: » وقتی آمریکا ما رو تایید کنه و بگه این کیک خوشمزه است، بدونید که یه جای کار ما میلنگه! اگه اوباما گفته این کیک خوش مزه است پس مطمئن باشید اون کیک مورد داره! این ملاک ما برای تشخیص باید باشه! «

یکی دیگر ازاتهاماتی که به این جشن تولد وارد است، در مورد پخش آهنگهای شش و هشتی در این مراسم بوده است. در همین مورد محمد علی رامین طی اظهار نظری گفته است: » شما غلط می کنید که آهنگ دامبالی پخش می کنید! دهن همه تونو جر میدم! بی شرفای *** » به دلایل استفاده از برخی الفاظ توسط ایشان، ادامه این سخنرانی با مشکل پخش مواجه است.

در ضمن بر روی عکس ها کلیک کنید تا کیک تولد بزرگ تر شود! متاسفانه در این چند وقت به دلیل تخته کردن درب های محترم احزاب اصلاحات، به خِنِس خورده ایم و نتوانستیم یک کیک بزرگ تهیه کنیم تا از خجالت همه شما عزیزان در بیاییم. انشالله تولد آ سید محمود، سنگ تمام می گذاریم.

مهمانان تولد: تولد مَمَد جونه! ماشالله! ممد جونم فوتش کن…

ممد: فوت! فوت! این آتیش دیگه خاموش نمیشه! اینا تا همه مونو نسوزونن ول کن معامله نیستن!

***

ممد و مهمانان تولد یکصدا: آخه این چی چیه آوردین؟ گندشو در آوردین!

***

مهمانان تولد: دست! دست! شُـله! شــُله! دیگه جنگ نرم فایده نداره! سفتش کن! سفتش کن! ما منتظر دومیش هستیم هیچ جا نمیریم، تا براندازی پیشت نشستیم!

ممد: هیشکی دست نزنه! هی گفتین دست دست! مخالفا دست گرفتن، گفتن من با جرج سوروس دست دادم!

****

Read Full Post »


پیش از تحریر: قرار بود کار طنزی بنگارم اما در نهایت به متن زیر ختم شد! در واقع این نوشته یا شعر خود نگاشته شد و من فقط یک واسطه بودم؛ مثل یک قلم که فقط واسیله ای است برای رساندن مفهوم از تاریک خانه ی مخیّله بر پهنای دل سپید کاغذ!


وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت بشکه و قیف رو ببر تا یاد نفت سر سفره ها نیفتم

با خودت سیب و سبزه رو ببر تا یاد نوروز و بنزین و سهمیه ها نیفتم

با خودت دو شاخه و پریز برق رو ببر تا یاد مهتابی ها نیفتم

با خودت خوشه رو ببر تا یاد مفتی سنگک ها نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت توپ قلقلی رو ببر تا یاد اول سال و عیدی ها نیفتم

با خودت ممه رو ببر تا یاد یارانه ی شیرها نیفتم

با خودت بوی گندت رو ببر تا یاد ارزونی گازها نیفتم

با خودت لُنگ و حوله رو ببر تا یاد آب بازی ها نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت درخت بید سر کوچه رو ببر تا یاد خرداد و راءی ها نیفتم

با خودت انرژی هسته ای رو ببر تا یاد قطعنامه ها نیفتم

با خودت صدای ربنا رو ببر تا یاد بامیه و زولبیا نیفتم

با خودت چشمهای مامان رو ببر تا یاد بیمه ها نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت بهشت زهرا رو ببر تا یاد تو دهن دولت زدن ها نیفتم

با خودت قم رو ببر تا یاد علامه و تفسیرها نیفتم

با خودت پیچ شمرون رو ببر تا یاد معلم و شریعتی ها نیفتم

با خودت فکه و کربلا رو ببر تا یاد رزمنده و شهدا نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت بیل و کلنگ رو ببر تا یاد کارگر و پینه دست ها نیفتم

با خودت کهریزک و باتوم رو ببر تا یاد سهراب و ندا نیفتم

با خودت گریه رو ببر تا یاد مادرِ پسر در بند نیفتم

با خودت کشتی ها رو ببر تا یاد اینترنت و کلمه ها نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت مداد سیاه رو ببر تا یاد سفیدی کاغذها نیفتم

با خودت گشت ارشاد رو ببر تا یاد کم قیمتی رخت و لباس ها نیفتم

با خودت حلقه ی توی انگشتم رو ببر تا یاد وام مهر رضا نیفتم

با خودت دفترچه انتخاب رشته رو ببر تا یاد شهریه ها نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

با خودت پرسپولیس رو ببر تا یاد کوروش و خشایار شا نیفتم

با خودت حمام و تیغ رو ببر تا یاد امیر کبیرها نیفتم

با خودت آجیل و هندونه رو ببر تا یاد شب یلدا نیفتم

با خودت نور رو ببر تا یاد چهار شنبه سوری ها نیفتم

وقتی هدفمند کردی  هر چی خواستی ببر

اما…

بیشتر از این آبروی مسلمونا رو نبر

***

پدرام بارانی


Read Full Post »


آدم خداییه گفت: “اون ور رود بهشته”…همه دویدن که زودی برسن به بهشت ( اون ور آب )…همه خودشونو زدن به آب…اما هیچکسی فکر نکرد که اول ببینه این آب چقدر عمق داره…سرعتش چقدره…درسته که اون ور رود بهشته…اما خود رود که بهشت نیست که بدون هیچ آگاهی و شعور بشه زد بهش…. گذشته از اون، کافی بود مردم یه نگاهی مینداختن تا ببینن اون ور رود شبیه همین طرف روده و بهشت نیست….خلاصه همه غرق شدن…بقیه مردم اومدن گفتن به آدم خداییه گفتن: ” چی شدن قوم و خویش ما؟ چرا غرق شدن؟ ” آدم خداییه گفت: ” اونا دلشون پاک بود در راه بهشت به آب زدن و خیس شدن و در آخر غرق شدن ! ”
یکی از مردم پرسید: ” اما مگه هدف به بهشت رفتن نبود؟ اونا که به بهشت نرسیدن ! ”
نتیجه:
آدم بهشتی باید مغزش کار کنه نه فقط قلبش… اشتیاق هرگز کافی نیست.

Read Full Post »


ابوذر جان بیا فریاد کن هر سو عدالت را
به هم بشکن غرور نابجای اهل مکنت را
بگو از زهد سلمان و صفای سیرت مقداد
به خون خویش امضا کن خط سرخ شهادت را
به طول ریش می سنجند و با آماس پیشانی
در این ویرانه ی تزویر میزان عبادت را
کجا شد آن بهشتی که حریفان وعده می دادند؟
نمی آرند گوئی یادشان پایان مهلت را
ابوذر جان اگر می دیدی این رسم دغل کیشان
فرو انداختی در آتش تردید طاعت را
جهنم شد بهشت ما دگرگون شد سرشت ما
تبه شد سر نوشت ما ببین عمق فضاحت را
نجستم از تو چون کوتاهتر دیوار ابوذر جان
ببخش اوکتای را و این حدیث پر شکایت را!

اوکتای سلامی مهن

Read Full Post »