Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘صدا سیما’


بعد از مدتهای مدید که صدا سیما را تحریم کرده بودم و تلویزیون نگاه نمی کردم، امروز از شبکه اول سیما، فیلمی با عنوان «JohnQ» پخش شد و بنده نیز این فیلم را تماشا کردم. بسیار فیلم زیبا و جذابی بود و داری فیلمنامه ای بسیار قوی بود. به همگی دوستان پیشنهاد میکنم، حتما دی وی دی این فیلم را تهیه کنند و با دقت خواستی این فیلم را نگاه کنند. دلیل اصلی دیدن این فیلم برای من، در ابتدا، حضور بازیگر مورد علاقه ام «دنزل واشنگتن» بود. این بازیگر، تک تک فیلم هایی که در آن حضور داشته، با محتوا و قوی بوده است. هر چند که این فیلم به گونه ای قصد در به چالش کشیدن سیستم های اجرایی دولت آمریکا را داشت و پر واضح بود که با نیت خاصی پخش شده، اما باز هم ارزش دیدن را دارد.

در این فیلم شاهد ارتباط قوی و حسیِ خاصی، در میان شخصیت های فیلم بودیم، بطوریکه کمتر در فیلم های آمریکایی اتفاق میافتد و اساسا دلیل علاقه من به «دنزل واشنگتن» همین هست که همیشه در فیلم هایی همکاری میکند که روابط انسانی در آنها بسیار پر رنگ هستند.

اما باز هم به شما توصیه میکنم که سریال ها و ویژه برنامه های مزخرف صدا سیما ( بویژه سیما ) را دنبال نکنید و فقط به دیدن فیلمهای برنامه های سینما 4 و از این دست برنامه ها اکتفا کنید.

Advertisements

Read Full Post »


یکی از واحدهای درسی که در دوره کارشناسی تمامی رشته ها میبایست سپری کنند، درس اخلاق اسلامی می باشد. در میان اکثر دانشجویان، چنین درس های عمومی جایگاهی نداشته و جنبه تشریفاتی دارد و اکثرا فقط به عنوان عاملی برای بهبود معدل ترم به آن نگاه میکنند. بیشتر این گونه کلاس ها، با استقبالِ کم دانشجویان روبرو میشود و دانشجویان یا سر کلاس حضور ندارند و یا حضورشان توامان خواهد بود با جبران کسری های خواب یا انجام کارهای درسهای تخصصی و یا ارسال اس.ام.اس و یا شاید گرفتن جزوه و باقی ماجرا که خود بر آن واقفید. در بیشتر موارد این حالت به اساتید نیز القا شده و ایشان نیز برای رفاه حال دانشجویان خود به طرح تعدادی سوال اکتفا کرده و عملا در روز امتحان دانشجویان تعدادی سوال را حفظ میکنند و تا چند ساعت بعد هم فراموش میکنند و هیچ تاثیری و تغییر رویه ای نیز ایجاد نخواهد شد.

اما از آنجاییکه بنده عادت کرده ام که هر کاری را با عشق انجام بدهم و اعتقاد دارم که مقصد فقط یک بهانه است و تمامی عمر ما در مسیر است که میگذرد نه در مقصد. البته این نظر حقیر، جای صحبت دارد و میدانم شاید به آن بسیار نقد وارد باشد. بهر ترتیب، اینجانب برای پاس کردن درس اخلاق اسلامی روش خود ا پیش گرفتم و کتاب را از اول دست گرفتم و شروع به خواندن آن کردم و در این بین به نکاتی جالب پی بردم که گفتن آن خالی از لطف نخواهد بود. در فصل سوم این کتاب در باب اخلاق نقد در صفحه 92 الی 93، چنین آمده است:

پرهیز از برچسب زدن:

یکی از شیوه های نادرست و خلاف اخلاق در نقد، بر چسب زدن و انگ زدن به صاحبان اندیشه و یا به ناقدان است. افراد به جای نقد اندیشه ها و بیان نقاط ضعفِ دلایل و مستندات یک فکر و یا بیان ناراستی های یک عمل، با انتساب های غالبا نادرستِ افکار و اندیشه ها به افراد و مکاتب منفور و مطرود جامعه، به خیال خود آن فکر را ابطال و آن اندیشه را از میدان به در کرده اند.

***

در حالی که اگر اندکی بیندیشیم، خواهیم دید که چنین برچسب هایی حتی اگر هم درست باشد، هرگز خللی در بنیان های منطقی یک اندیشه ایجاد نمیکنند.

***

این در حقیقت یکی از مغاطلات منطقی است که معمولا … زمانی رخ میدهد که منتقد بخواهد یک اندیشه یا رفتار را با بیان منشا آن و انتساب آن به شخصیت ها یا گروه های مذموم و نا مطلوب، نادرست معرفی کند و یا شخص مورد انتقاد بخواهد نقدهایی را که به او شده است، با بیان تاثیرپذیری منتقد از شخصیت ها یا گروه های منفور و مذموم پاسخ دهد.

جالبست که اگر پشت جلد کتاب مذکور را نگاه کنید، متوجه خواهید شد که تدوین این کتاب توسط نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها انجام شده است.

متن فوق که به رنگ سرخ برایتان درج کردم کاملا با عملکرد و گفتار بسیاری از افراد و سازمانها در تعارض بوده است. نمونه ی آن عملکرد سازمان صدا سیما در برخورد با مساثل پس از انتخابات بود. در بیشتر برنامه ها مهمانان عزیز، با سکولار جلوه دادن جریان اصلاحات، قصد در تخریب و خارج کردن این جریان سیاسی از معادلات کشور داشته اند، بطوریکه به نظر می رسد یکی از سیاست های برنامه سازان این بود که بگویند :

اصلاحات= سکولار= از دست رفتن اسلام.

جابتر اینکه وکلای مردم در طی نامه هایی متعدد از عملکرد رسانه ملی تقدیر و تمجید کردند. بهر حال من توصیه میکنم مهندس ضرغامی حتما این کتاب را بخواند، زیرا بعید میدانم زمان دانشجویی آنان این چنین واحدهایی وجود داشته باشد. همچنین به رئیس محترم مجلس شورای اسلامی (  زمانی نامش ملی بود، اما اسلامش از الان که نام اسلامی یدک میکشد، بیشتر بود ) در خواست میکنم برای تمامی نمایندگان، یک جلد از این کتاب سفارش خرید دهند. زیرا که این نگرش مساوی است با عدم تبعیت از روش رهبری و عدم ولایت مداری. البته راه دیگری هم خواهد بود وآن اینست که از نو کتاب را نوشته و به آن بندهایی از جمله شرط «حفظ نظام» را اضافه کنند.

Read Full Post »


امروز، انحرافی دیگر از راه راستین شیعه را برایتان نقل خواهم کرد. البته این نظر شخصی اینجانب است و شما میتوانید با ارائه نظرات وزین خود راه هدایت و حقانیت را بر بنده و سایر بازدیدکنندگان هموار کنید.

حدود چند ماه پیش، برنامه ای به مناسبت سالگرد ازدواج مولایم علی، با دخت مکرم رسول خدا، صدیقه طاهره (س)، در شبکه قرآن صدا سیمای جمهوری اسلامی ایران ( رسانه میلی )، به روی آنتن رفت. در آن برنامه که یک روحانی مهمان برنامه بود. ( جالبست تا چند دهه پیش به افرادی که در حوزه های علمیه تحصیل می کردند، ملا و آخوند می گفتند و این لقب حتی موجب احترام و مباهات ایشان بود. بطور مثال، فرد بزرگی چون ملا هادی سبزواری لقب ملا داشت. اما به یکباره طی یک استحاله آخوند، به روحانی تبدیل شد. گویی که تا پیش از این جسمانی بوده اند و چنین انگاشته اند که با این القاب دامن از خاک برکنده و به افلاک پیوسته و جنبه الهی می گیرند. )

ایشان در این برنامه، با نقل روایتی قصد داشتند مقام شامخ این دو بزرگوار را به ببیننده برنامه خاطر نشان شوند که کاش این کار را نمیکردند زیرا از نظر اینجانب در انجام آن به شدت ناتوان بودند. لازم بذکر است که این برنامه زنده پخش میشد و بعد از چند روز این برنامه نقل مجالس مجازی گوناگون گردید. روایت این چنین بود:

حضرت زهرا برای اولین بعد از جاری شدن عقد، به خانه ی علی بن ابیطالب میرود و همان طور که میدانید، رسم بر اینست که هر دختری در روز اول زندگی مشترک، در تلاش است تا ارزشهای خود را به شوهر خویش اثبات کند و برای نشان دادن ارزش هایش به شوهر، به راهی متوسل میشود. دخترانی که دارای ارزشی معنوی نیستند، با جهیزیه و چیزهای مادی سعی به اثبات خود دارند اما از آنجاییکه دنیای این دو بزرگوار ورای دنیای مادی بود، حضرت زهرا سعی میکند تا با نشان دادن درجه بالای معنوی خود به اثبات این قضیه بپردازد. برای همین اندکی از روبند خود را به کنار میزند و آنگاه نوری از صورت مبارکش تابیده میشود. حضرت علی (ع) نیز بعد از مشاهده این صحنه، برای به رخ کشیدن ارزش والای معنوی خود، اندکی از عمامه خود را به عقب می گذارد و با انجام این کار، نوری نیز از سر ایشان تشعشع میکند. بار دیگر حضرت زهرا با کنار زدن روسری خود نوری را به علی نشان داده و علی نیز در جواب عمامه را عقب تر گذاشته و این کار بارها تکرار میشود تا اینکه علی قصد میکند تا تمامی عمامه را بردارد تا ناگهان، حضرت رسول شتابان رسیده و علی را مانع این کار میشود و میگوید این کار را نکن که اینگونه چشمان فرشتگان و افلاکیان را میسوزانی با نور چهره ات.

یادم هست این ویدئو در بسیاری از سایتها منتشر شد. در فیس بوک نیز با عنوان  light competition  در میان اعضای این سایت اجتماعی پخش گردید. میدانید که معنی این ترکیب انگلیسی، مسابقه یا رقابت نور است و در واقع به گونه ای فرد ناشر، قصد در تمسخر سخنان موجود در این ویدئو داشته است.

نمیدانم شما نسبت به این روایت چه حسی دارید؟ شاید به شدت نسبت به این دو بزرگوار ارادت تان افزوده شده باشد و یا شاید آن را کاملا خرافه پندارید یا شاید باورش برایتان سخت باشد اما از آنجا که این روایت در مورد دو تن از بزرگان مذهب تان هست، از ابراز غیر واقعی بودن آن احساس شرم و ترس داشته باشید.

بنده در زمینه علم رجال تخصصی ندارم تا در مورد راوی این روایت تحقیق کنم و بفهمم آن فرد که این حادثه را روایت کرده، فرد قابل اعتمادی بوده یا نه؟ اما بنده اعتقاد دارم که با عقل و منطق که زبان مشترک تمامی علوم است و نیازی به تخصص ندارد، میتوان این حدیث را بررسی کرد. استدلال بنده در مورد این حدیث این چنین است:

اولا ما مطمئن هستیم که نوری که راوی بدان اشاره کرده، نور فیزیکی نیست یعنی نوری که از خورشیدف لامپ و امثالهم ساطع میشود نیست.

ثانیا، اگر مراد راوی از نور، نور ایمان و یقین و امثال این گونه انوار که ناشی از معرفت و دین داری میباشد، باشد، در آن صورت نیز، بر هیچ فردی پوشیده نیست که این انوار را، چیزهایی امثال روبند و عمامه، توانایی تاریک کردن ندارد و این که بگوییم نور ایمان علی (ع) بر اثر وجود عمامه ای که بر سر دارد، پوشانده شود و نور ایمان وی بواسطه برداشتن یک عمامه هویدا می گردد، باطل است. آیا نور ایمان از جنس نور فیزیکی است که با برداشتن یا گذاشتن یک جسم فیزیک آشکار و پنهان شود؟

بنده چنین استدلالی در قبال چنین روایتی دارم. هر چند که رد این روایت، اندکی از منزلت مولایم علی و همسر پاک دامن وی کم نمیکند. اما مشکل اینجاست که فردی که خود را روحانی می پندارد با بیان این روایات نه تنها سطح فکری و تدین افراد جامعه را پایین می آورد، بلکه موجب این می شود، افراد دیگری که در مورد ائمه، هیچ احساس تعلق خاطری ندارند، لب به تمسخر بگشایند.

حقیر این رفتار را انحرافی آشکارا از راه علی و خاندان وی میداند!

Read Full Post »